چند کلمه

داستان من

از کجا شروع شد؟

1. دنیای کامپیوتر و اینترنت

ارتباط من با کامپیوتر از وقتی که 11 سالم بود و اولین کامپیوتر رومیزی رو توی فامیل خریده بودیم، شروع شد. یادمه که فقط فلاپی میخورد! و تنها کاری که باهاش میشد انجام داد تایپ متن و چندتا بازی مسخره بود.

اما از وقتی که اینترنت Dial-up اومد، کامپیوتر خسته ی خونه رو به شبکه جهانی وصل کردم. از بین رفتن مرزها با استفاده از این تکنولوژی برام جذاب بود. و با همون سرعت اینترنت حلزونی اون روزا، شیفته ی اینترنت شدم.

بهره برداری از علاقه

2. آشنایی با وب و طراحی سایت

این ارتباط با کامپیوتر و علاقه مندی به اینترنت باعث شد که به دنبال یادگیری وب برم. اولین چیزی که یاد گرفتم زبان HTML بود. و بعد از اون رابط های کاربری CSS و طراحی سمت مشتری Client Side رو یاد گرفتم. از همون زمان سایت هایی رو با تکنولوژی همون روزها طراحی می کردم. سایتهایی که غالبا بصورت استاتیک بود و صرفا ساختار ظاهری مورد نیاز رو داشت.

عرصه تبلیغات

3. ورود به دنیای تبلیغات در 17 سالگی

همزمان با تحصیل در مقطع دبیرستان، کار هم میکردم. در یک مرکز چاپ و تبلیغات، کار طراحی انجام میدادم. سال پیش دانشگاهی و قبل از ورود به دانشگاه با چند نفر از همکلاسی ها گروهی رو راه برای انجام تبلیغات راه اندازی کردم. از بازاریابی تا طراحی و چاپ و حتی توزیع تبلیغات چاپی توسط تیمی از دوستان مدرسه انجام میدادیم. 

ترکیب جذاب

4. تبلیغات + اینترنت

دنیای اینترنت + ایده های تبلیغاتی ترکیبی از علاقه مندی و تجربه های متفاوت کاری بود. 10 سال پیش کسی به فکر تبلیغات در اینترنت و جذب مشتری از طریق اینترنت نبود. و تصور اینکه یک روز برای تبلیغات در اینترنت میلیاردها تومان هزینه خواهد شد، بسیار دور از ذهن بود. اما الان بزرگترین کمپانی های اینترنتی مثل گوگل ، فیسبوک، اینستاگرام و مایکروسافت بخش عمده درامدشان از تبلیغات اینترنتی می باشد. 

و امروز با اجرای کمپین های تبلیغاتی برای کسب و کارها، وقتی که آنها به سوددهی می رسند، کسب درامد می کنم. و علاوه بر آن تاثیر گذاری بر جریان یک کسب و کار حس بسیار خوبی برای من به همراه دارد.

اسکرول به بالا